close
چت روم
شما یادتون نمیاد جدید



فروش ویژه

براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
تبلیغات

ساعت بافتنی روژین

 

ساعت بافتنی روژین

 

 

ساعت مچی بند بافتنی روژین در بین دیگر ساعت ها نظیری ندارد و در اولین نگاه همه را شیفته و مجذوب خود میکند و برای همین ما به کسانی که در انتخاب و خرید ساعت مچی مانده اند این ساعت را برایشان پیشنهاد میکنیم و یا اگرمیخواهند به عزیزانشان هدیه دهند انتخاب این ساعت مچی میتواند بهترین انتخاب برای دوستداران آنها باشد این ساعت در رنگبندی های زیبا و متنوع به یکی از پرفروشترین ها  تبدیل شده

قیمت : 20,000 تومان

 

 

شما یادتون نمیاد جدید
تاریخ : چهارشنبه 25 آذر 1394
بازدید : 402
نویسنده : admin

.: شما یادتون نمیاد جدید  :.

ورود به آرشیو اس ام اس های خنده دار

شما یادتون نمیاد

 

 

 

شما یادتون نمیاد ، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، همیشه کفش پاشنه بلندای مامانمونو می پوشیدیم و احساس بزرگی بهمون دست میداد !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت ، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه !
.
.
.
شما یادتون نمیاد : آن مان نماران ، تو تو اسکاچی ، آنی مانی کَ. لا. چی !
.
.
.
شما یادتون نمیاد : علامتی که هم اکنون میشنوید اعلام وضعیت قرمز است . . . قیییییییییییییییییییییییی یییییییییژژژژژژژ و بعد بدو بدو رفتن تو سنگر، کیسه های شن پشت پنجره های شیشه ای ، چسبهایی که به شیشه ها زده بودیم ، صدای موشکباران ، قطع شدن برق ، و تاریکی مطلق ، و بعد حتی اگه یک نفر یک سیگار روشن میکرد از همه طرف صدا بلند میشد : خامووووووش کن ! خامووووووش کن !
.
.
.
شما یادتون نمیاد : یک تکه ابر بودیم ، بر سینه ی آسمان، یک ابر خسته ی سرد ، یک ابر پر ز باران
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، خانم خامنه ای ( مجری برنامه کودک شبکه یک رو ) با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش
.
.
.
شما یادتون نمیاد : دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات خز و خیل
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، چیپس استقلال رو از همونایی که تو یه نایلون شفاف دراز بود و بالاش هم یه مقوا منگنه شده بود ، چقدرم شور بود ولی خیلی حال میداد !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو
.
.
.
شما یادتون نمیاد: من کارم، من کارم. بازو و نیرو دارم ، هر چیزی رو میسازم ، از تنبلی بیزارم ، از تنبلی بیزارم . بعد اون یکی میگفت : اسم من، اندیشه ه ه ه ه ه ، به کار میگم همیشه ، بی کار و بی اندیشه ، چیزی درست نمیشه ، چیزی درست نمیشه !
.
.
.
شما یادتون نمیاد . . .
فیلم ویدئو که یواشکی زیرپیرهنمون قایم می کردیم ؛ بعدم می گفتیم کیفیتش آینه س !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن !
.
.
.
شما یادتون نمیاد : گل گل گل اومد کدوم گل ؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه . کدوم کدوم شاپرک ؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده ، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده ، میره و برمیگرده . . .
شاپرک خسته میشه ، بالهاشو زود میبنده ، روی گلها میشینه ، شعر میخونه ، میخنده
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم ، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم ، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده ، بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم : یه بچه ی این قدی ندیدی ؟ ( قد بچه رو با دست نشون میدادیم ) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، هر روز صبح که پا میشدیم بریم مدرسه ساعت ۶:۴۰ تا ۷ صبح ، رادیو برنامه “ بچه های انقلاب ” رو پخش میکرد و ما همزمان باهاش صبحانه میخوردیم !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم ، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود ، ولی سمت چپی ها نو بود !
.
.
.
شما یادتون نمیاد: بااااااا اجازه ی صابخونه ( سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا )
.
.
.
شما یادتون نمیاد : به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا ، شهدایی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند . این مقدمه همه انشاهامون بود . . .
.
.
.
شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم ، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم : بر پاااا . . .
بر جاااا… . . . کی غایبه ؟ مرجاااان . . . دروغ نگو من اینجااام . . .
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم ، رو در مینوشتن : آمدیم منزل ،تشریف نداشتید !
.
.
.
شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو !!
.
.
.
شما یادتون نمیاد : تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد ، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم !
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست ، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !
.
.
.
آتیش آتیشم ، آتیش آتیشم ، اینجا رو آتیششش میزنم ، اونجا رو آتیششش میزنم ، همه جا رو آتیششش میزنم !
.
.
.
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه ، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم
.
.
.
شما یادتون نمیاد : دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن ! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره ، الکی صدای گریه کردن درمیآورد !
.
.
.
شما یادتون نمیاد : چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید ؟ دیدم اجاق خاموشه ، کتری چایی روشه ، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم !
.
.
.
شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، با مدادتراش و آب پوست پرتقال ، تارعنکبوت درست می کردیم !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم ! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم !
.
.
.

شما یادتون نمیاد ، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “ برگه امتحان ” گنده نوشته بودن !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند تا پر از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، با آب قند اشباع شده و یک نخ ،نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن . بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتها برانگیز بود ، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد ، مزه گوجه گندیده میداد !
.
.
.
شما یادتون نمیاد : زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی ، خیال انگیز و پرشور ساخته است . این مجموعه دریچه ایست به سوی… . . .
دیری دیری ریییییینگ : داااااستانِ زندگی ی ی ی – تیتراژ سریال هانیکو
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم ، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون ، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند ، اونکه وارد میشد ، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد ، محکمتر رو میز میکوبیدیم !
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود ، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها ، یا ضرب المثل یا چیستان . . .
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش ، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !



:: موضوعات مرتبط: اس ام اس خنده دار ,
:: برچسب‌ها: خاطرات دهه شصت , خاطرات دوران کودکی , خاطرات شما یادتون نمیاد دهه شصتی , دهه پنجاهی , دوران کودکی قدیم , شما یادتون نمیاد , شما یادتون نمیاد های جدید , مسیج شما یادتون نمیاد , مطالب خاطرات قدیم , مطالب شما یادتون نمیاد , نوشته شما یادتون نمیاد , نوشته های جالب , نوشته های خاطرات قدیم , ی پیامک شما یادتون نمیاد یاد , متن خاطرات دوران کودکی , استاتوس خاطرات دوران کودکی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

RSS


با کلیک بر روی 1+ اس ام اس بازی را در گوگل محبوب کنید